تبليغاتX
 Dreamy land

آری اینچنین است ای برادر !

آنگاه که خون بیگناهی ریخته میشود .

آنگاه که شرف در خوفگاهی سرد و تاریک پایمال میشود.

آنگاه که در قانون جنگل حیوانیت جای انسانیت را غصب میکند.

آنگاه که پرده سیاه شب راه بر سبزی و روشنی میبندد.

آنگاه که حاصل خون پدرانمان بدست نا اهلان و نا محرمان می افتد.

آنگاه غاصبان این سرزمین ازسر ضعف و ترس جان و مال و ناموس این سرزمین را با طیب

خاطر به مسلخ گرگان گرسنه جهان میفرستند.

و آنگاه گرگان با خیالی راحت از خواب چوپان گله را سلاخی میکنند

آری اینچنین است ای برادر !


 

نوشته شده توسط مجيد در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 10:24 موضوع | لینک ثابت


قابل توجه متحجرین

این ها خیال می کنند خداوند هم فلان حاکم

         خلیفه و قیصر و کسری است

                                                                                                   که هر کس چاپلوسی کند.

                                 و از یک کنار بی آنکه بیندیشد و بسنجد و بشناسد

حرف های کلی و بی ثمر را واگو کند.

خوشش می آید

اصلا خدا از آدم های قالبی رام خشکه مقدس یک بعدی

                            بدش می آید

اگر نه

       چرا فرشته های مطیع و پاکش را

 که همگی از آغاز خقتشان

         «یا در حال رکوع اند و یا در حال سجود»

                                     به پای آدم عصیان گر خطاکار خونریز می افکند؟


 

نوشته شده توسط مجيد در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت


حرف حساب و پروفسور حسابی



روزی در آخر ساعت درس
یک دانشجوی دوره دکترای نروژی
سئوالی مطرح کرد
استاد - شما که از جهان سوم می آئید
جهان سوم کجاست ؟
فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود
من در جواب - مطلبی را فی البداهه گفتم
که هر روز به آن اعتقاد بیشتری پیدا می کنم
به آن دانجشجو گفتم
جهان سوم جائیست که - هرکس بخواهد مملکتش را آباد کند-
خانه اش خراب می شود
و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد
باید که در تخریب مملکتش بکوشد
پروفسور حسابی


 

نوشته شده توسط مجيد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 10:20 موضوع | لینک ثابت


یک روز
شاید یک روزکه افتاب
گیسوی نقره ای دماوند پیر را نوازش می کند
در یک غریو تندر بارانی
در یک نسیم نوازشگر بهار

یک روز شاید
همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند به سرزمین سوخته من باز گردد
امید کوبه در را بفشارد
و سپیدی جای تمامی این سیاهی ها را پر کند

آن روز بر مردگان نیز سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیز ترینشان


 

نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 11:0 موضوع | لینک ثابت


ىک


 

نوشته شده توسط مجيد در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 11:0 موضوع | لینک ثابت


ایران عزیزم

 
چرا باید به ایران افتخار كنیم ؟

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع كرد ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه اسب را به جهان هدیه كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه حیوانات خانگی را تربیت كردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده كردند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه مس را كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه آتش را در جهان كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه ذوب فلزات را آغاز كردند ایرانیان بودند در شهر سیلك در اطراف كاشان .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه كشاورزی را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه سکه را در جهان ضرب كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه كشتی یا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یكی از پادشاهان زن ایرانی.

آیا میدانید : اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه شیشه را كشف كردند و از آن برای منازل استفاده كردند ایراینان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه زغال سنگ را كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه مقیاس سنجش اجسام را كشف كردند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه به كرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه قاره آمریكا را كشف كردند ایراینان بودند و كریستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهای ایرانی كه در كتابخانه واتیكان بوده به فكر قاره پیمایی افتادند .

آیا میدانید : كلمه شاهراه از راهی كه كورش کبیر بین سارد پایتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .

آیا میدانید : كورش كبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام كورپولیس كه خجند امروزی نام دارد . آیا میدانید : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری كرد .

آیا میدانید : اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط كورش كبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد .

 آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری كه كورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .

آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و كشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را كورش كبیر در ایران پایه گذاری كرد .

 آیا میدانید : كمبوجبه فرزند كورش بدلیل كشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر یك نقاشی دیواری وجود دارد كه كمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نكرد و بی احترامی به آنان ننمود .

 آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر تهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داریك ( طلا ) و سیكو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد كه بعدها رایج ترین پولهای جهان شد .

آیا میدانید : داریوش كبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت كاملا رایگان بنیان گذاشت كه به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند كه به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی كرد كه بعدها خط پهلوی نام گرفت .

 ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید . )


 

نوشته شده توسط مجيد در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 16:7 موضوع | لینک ثابت


دردهای من نهفتنی است

 
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟


 

نوشته شده توسط مجيد در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 15:53 موضوع | لینک ثابت


مادر


 

نوشته شده توسط مجيد در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 18:20 موضوع | لینک ثابت


شاید یک روز

یک روز
شاید یک روزکه افتاب
گیسوی نقره ای دماوند پیر را نوازش می کند
در یک غریو تندر بارانی
در یک نسیم نوازشگر بهار

یک روز شاید
همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند به سرزمین سوخته من باز گردد
امید کوبه در را بفشارد
و سپیدی جای تمامی این سیاهی ها را پر کند

آن روز بر مردگان نیز سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیز ترینشان


 

نوشته شده توسط مجيد در شنبه هفتم دی 1387 ساعت 22:53 موضوع | لینک ثابت


دیر گاهی است سوءالی دارم

دیر گاهی است سوءالی دارم

و معما این است:

سهم آزادی پروانه كجاست؟

و چرا بال كبوتر فقط آهنگ قفس میخواند؟

مرغ باران به كجا میبارد؟

و چرا یك گنجشك، بار اول كه سر از لانه برون می آرد

تا كه پر گیرد و بالا برود

آسمان را جا نیست؟

و نمیدانم من

از چه رو میگویند، شب خمار است و سیاه؟

شب اگر تاریك است، علتش بخشش خورشید به ماه است و زمین..

و سوالم این است:

سهم دلتنگی خورشید كجاست؟


 

نوشته شده توسط مجيد در شنبه هفتم دی 1387 ساعت 22:25 موضوع | لینک ثابت


تاوان آزادی

کاش راهی برای فریاد بود فریاد من بی گمان پوسیده است در کوره راههای تاریک و سرد. فریاد من ازادی است ، در این دهلیز پر هیاهو ، که صدا را به صدایی راه نیست. با چشمانی خسته به طبیعت بی جان می نگرم خواهان هستی از کف داده شان ، چنان که برگ می خشکد و فرو می افتد، زیر قدم های سنگین می شکند ؛ خرد می شود ؛ ضجه می زند ؛ باری ازادی تاوان سختی دارد من این را خوب می دانم خوب می فهمم .


 

نوشته شده توسط مجيد در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 10:17 موضوع | لینک ثابت